على اصغر شميم

135

ايران در دوره سلطنت قاجار ( فارسي )

تلاش عمال انگليسى شاهزادگانى كه در آغاز سلطنت محمد شاه با او از در موافقت درآمدند و غالبا به حكومت ايالات و ولايات مركزى و جنوبى ايران گماشته شدند ، هنگام گرفتارى محمد شاه به جنگ هرات در اصفهان و كاشان و گرگان سر به شورش و طغيان برداشتند و - چنان‌كه قبلا اشاره شد - عمال انگليسى در نهان دامنه‌ى آن طغيان‌ها را توسعه مىدادند تا به هر صورت كه باشد ، شاه را از تسخير هرات بازدارند . هنگامى كه محمد شاه به تهران بازگشت و خبر شورش‌ها را شنيد ، با 25 هزار سرباز در ذيقعده سال 1255 هجرى از پايتخت خارج و عازم جنوب گرديد . در اصفهان به بهانه‌ى تنبيه شورشيان عده‌ى كثيرى را به قتل رسانيد و سرداران او در كاشان و كرمان نيز با خشونت تمام به قلع و قمع شورشيان پرداختند . در آن موقع انگليس‌ها ، شاه شجاع پسر تيمور شاه درانى را كه به عمال كمپانى هند متوسل شده بود ، وسيله‌ى اجراى مقاصد سياسى خود قرار دادند و او را با 20 هزار سپاهى هندى و افغانى از راه پنجاب و پيشاور به قندهار فرستادند . دوست محمد خان و فرزندانش از قندهار گريختند و اللّه قلى خان خوارزمى در بخارا پناه بردند . ولى چون وى از يارى آنان خوددارى ورزيد با 500 سوار سيستانى به دربار ايران پناهنده شدند ( 1255 هجرى ) . محمد شاه ، دوست محمد خان را استمالت و دلجويى بسيار كرد و كسان او از جمله كهندل خان را به معاونت حكومت بلاد جنوبى فرستاد تا پس از تهيه‌ى مقدمات سركوب شاه شجاع ، مجددا آنان را به قندهار بفرستد . پس از استقرار شاه شجاع در قندهار ، انگلستان تصميم گرفت كه كامران ميرزا حكمران هرات را نيز زير حمايت خود قرار دهد و دوستى و اتحاد او را با پول و عنوان كمك مالى بخرد . بدين منظور ، ميجر دارسى تود را كه جزو هيئت اعزامى انگلستان به ايران بود و با سفير آن دولت ( مكنيل ) از اردوى محمد شاه در هرات خارج شده بود ، در رأس هيئتى به هرات فرستاد . كامران ميرزا و وزير او يار محمد خان هيئت انگليسى را به گرمى پذيرفتند و معاهده‌اى با هيئت مزبور منعقد ساختند كه به موجب آن حكومت انگليسى هند تعهد كرد ؛ ماهانه مبلغ 25 هزار روپيه به كامران ميرزا بپردازد ، مشروط بر آنكه حكمران هرات هرگونه مكاتبه و مذاكره يا مراوده سياسى با دربار ايران را از جانب خود با نمايندگان سياسى بريتانيا واگذارد . يار محمد خان وزير كامران ميرزا هرچند كه ظاهرا به انگليس‌ها روى خوش نشان داد ، ولى نامه‌اى به محمد شاه نوشت و يادآورى كرد كه قرارداد هرات به اقتضاى وقت و برحسب مصلحت روز بوده و حكمران هرات هنوز چشم اميد به شهريار ايران دارد .